تبليغاتX
کوچه های معرفت
"ای فرزندان بروید و از حال یوسف و برادرش تحقیق کرده و جویا شوید و از رحمت بی منتهای خدا نومید مباشید که هرگز جز کافر هیچ کس از رحمت خدا نومید نیست." آیه ۸۷ از سوره مبارکه یوسف

باز آ باز آ هر آنچه هستی باز آ            گر کافر و گبر و بت پرستی باز آ

این درگه ما درگه نومیدی نیست         صد بار اگر توبه شکستی باز آ

                                                          ابو سعید ابی الخیر

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 22:30  توسط محمد اصلانی  | 

      روز 20 دیماه و اوایل صبح بود  و هوای همدان بسیار سرد و میانسال مردی در کناره پیاده رو بساط پهن کرده بود.  لحظه ای کنارش مکث کردم با حالت خواهش درخواست کرد چیزی ازش بخرم چون دندانش شدیدا درد می کرد و می خواست که پولی گیر آورد تا از درد خلاص گردد. از خودم شرمم آمد و چیزی خریدم و او بلند شد و رفت دندانش را بکشد و الان که این مطالب را می نویسم می دانم که او دندان درد ندارد اما آیا بچه هایش شام گرمی خورده اند و اصلا آیا شامی در کار بوده است و آیا آنها هم در کنار بخاری به باغ مظفر تماشا می کنند یا در قلب آنها به جای باغ داغ محرومیت وجود دارد. آیا این وظیفه کیست که دست محرومان را بگیرد تا آنها نیز در سرمای زمستان یخ نزنند. کاری به این ندارم که وظیفه کیست اما این را خوب می دانم که :

بنی آدم اعضای یک پیکرند                    که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار               دگر عضوها را نماند قرار

     اما به راستی من و تو و دیگران چقدر به این اعتقاد داریم. شما را نمی دانم اما دوست دارم درباره خودم بگویم که کاملا به آن اعتقاد دارم اما نگاه پریشان و مضطرب و تقاضا مند دست فروشان کنار خیابانهای سرد و یخ زده نهیبم می زند که نه اعتقاد نداری و گرنه.............

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 21:22  توسط محمد اصلانی  | 

عشق شعله ای است که آتش در جان می زند اما از شرم آن آتش، آتشهای بیرونی سرد و خاموش می شوند آنجا که  ازعشق ابراهیم خلیل به غیرت حق، بر آتش فرمان رسید که:« یا نار کونی بردا و سلاما علی ابراهیم- ای آتش سرد و خاموش باش برای ابراهیم

          عشق سختی دارد اما تلخ نیست . بی قراری دارد اما آرامش بخش است . زخمی و خونین بال است اما درمانگر است چنانکه جلال الدینِ زخم خورده از شمس جان در مثنوی  آواز می دهد که:

 

هر که را  جامه ز عشقی چاک شد              او ز حرص و عیب کلی پاک شد

شاد باش ای عشق خوش سودای ما              ای طبیب جمــله علتـــــهای مــــا

ای دوای نـــخوت و نامــوس مـــــا              ای تو افلاطون و جالینوس مـــــا

 

             و عشق قربانی کردن همه چیزهایی است که رنگ و بویی از او ندارد چنانــکه ابراهیم چنین قصد نمود و خدا از او پذیرفت. و عشق بال خاکیان است تا به میهمانی افلاک بروند آنگونه که جلال الدین که خود یکی از خاکیان خاص به افلاک رسیده می گوید:

 

        جسم خاک از عشق بر افلاک شد         کوه در رقص آمد و چالاک شد

 

           در ره عشق بسی قفل و بند وجود دارد اما آفرین بر عشق که خود شاه کلید است.

 

 و مرحبا به نظامی آن صاحب گنجهای پنجگانه که سرود:

 

عشق آینه بلند نور است                 شهوت ز حساب عشق دور است

 

   و باز جادو سخن جهان نظامی عشق را قوت جان می داند:

 

من قوت ز عشق می پذیرم              گر میرد عشق من بمیــــرم

پرورده عشق شــد سرشتم               جز عشق مــــباد سر نوشتم

یارب بخــدائی خدائیـــــت               و آنـگه بکمـــــــال پادشائیت

کز عشق بغایتی رسانــــــم             کو مانـــــد اگر چه من نمانم

گر چه ز شراب عشق مستم           عاشق تر از این کنم که هستم

 

       و عشق فرشته ای است از جانب خداوند که ماموریت دارد در دل جای گیرد و از آنجا تا عمق بیکران سلولها و ذرات خون ریشه کند و تمام وجود را از غیر بپردازد و آنگاه صاحبش را قربانی نماید و از قربانگاه او معبد جاویدان بر پا کند و او فرشته ای است هزار جلوه که هر لحظه جلوه ی می نماید و دل می برد و نهان می شود. و به قول نیما:

 

هر لحظه به شکل بت عیار در آمد          دل برد و نهان شد

 

         و آن فرشته یک زمان و در لباس روح القدوس بر مریم پاک جلوه نمود و پسر آسمان را در جان او به امانت سپرد تا جهان بی روح را از سلطه جباران و دین فروشان و معبد بازان بی معبد رهایی بخشد و گفتار و نگاه آسمانی اش مردگان را جان دوباره بخشد و سرانجام صدقه مسیحا بودنش را با رنج دیدن و آزار گشتن بدهد اما سرانجام او سوار بر مرکب عشق به آسمان رفت.

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 19:54  توسط محمد اصلانی  | 

امروز خبر اعدام صدام ديكتاتور سابق عراق را شنيديم البته صدام از لحاظ سياسي مدتهاست كه مرده است اما خبر اعدام صدام مرا خوشحال نكرد هرچند كه اگر من هم قاضي پرونده او بودم مطمئنا حكم اعدام مي دادم اما مي خواهم بگويم كه اين خبر خوشحال كننده يا ناراحت كننده نبود بلكه يك خبر بزرگ و هشدار دهنده و عبرت آموز بود كه عاقبت عصيان و ظلم و تكبر همين است من كاري به امور سياسي ندارم ام خوب به خاطر دارم كه قلب هزاران مادر و همسر و فرزند با شنيدن شهادت عزيزانشان لرزيد و كودكاني در آغوش مادر در حلبچه جان دادند و... و مي دانم كه ناله زخم ديدگان اگر به آسمان بلند شود بر سر ظالمان فرود خواهد آمد و يقين دارم قدرت خداوند را آنجا كه فرموده است اگر خداوند بخواهد كسي را عزيز دارد علرغم ميل دنيا اين كار را مي كند و اگر بخواهد كسي را ذليل نمايد عليرغم ميل دنيا او را ذليل مي سازد و در اين كره خاكي تا چند سال قبل هيچكس گمان نمي كرد كه صدام چنين سرنوشت ذلت باري داشته باشد و اين همان وعده خداوند است كه به ظالمان از راهي كه هيچكس گمان ندارد عذاب خواهد رسيد. پس بيائيد قبل از اينكه از چنين وقايعي خوشحال يا ناراحت شويم ، از آن عبرت بگيريم و ما نيز اختيار وجود خود را به نفس طغيانگر ندهيم تا پشيماني به بار آرد و بدانيم كه در وجود ما نيز از دام هاي صدام و ميل به طغيان وجود دارد و. شايد شرايط هنوز مهيا نشده است و چه بسا اگر شرايط مهيا گردد ما نيز همچون صدام بشويم و به قول مولوي:

   نفس اژردرهاست او كي مرده است        از غم بي آلتي افسرده است

   و از خداوند توفيق بندگي بطلبيم و توفيق مرگ زيبا كه مرگ زيبا حاصل زندگي زيبا و زندگي زيبا حاصل بندگي خداست.

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 15:24  توسط محمد اصلانی  | 

 

فرا رسيدن عيد قربان كردن نفس در پيشگاه يار بر همه محمديان و ابراهيميان و همه انسانها مبار باد اميد است ما نيز توفيق يابيم تا گاو نفس خود را قرباني ساخته و از دوست نمره قبولي دريافت نمائيم.

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم دی 1385ساعت 16:21  توسط محمد اصلانی  | 

نام گذاري سال ۲۰۰۷ از سوي سازمان يونسكو به عنوان سال مولانا بر تمامي عاشقان معنويت و عرفان و دوستداران مولانا مبارك باد . اميد است جامعه ما نيز هر چه بيشتر با پيام روحاني مولانا و بحر گسترده مثنوي او آشنا شوند.

گر شدي عطشان بحر معنوي          فرجه اي كن در جزيره مثنوي

فرجه كن چندانكه اندر هر نفس       مثنوي را معنوي بيني و بس

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 20:47  توسط محمد اصلانی  | 

زمانی که دیو نفس طغیان می کند در آن هنگامه هیچ چاره ای نداریم مگر آنکه به حضرت دوست روی آوریم و بگوئیم

هم تو به عنایت الهی             آنجا قدمم رسان که خواهی

از ظلمت خود رهائیم ده          با نور خود آشنائیم ده

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 12:45  توسط محمد اصلانی  | 

با عرض سلام وخسته نباشید

خدمت اقای اصلانی

 ما دانش اموزان از شما  متشکریم که برای ما زحمت بسیاری کشیده اید.

 

                                          دانش اموزان سوم کامپیوتر

 

                                                                                                  

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم دی 1385ساعت 13:59  توسط محمد اصلانی  | 

 داناي عزيز

         مردان الهي چون خورشيدند و قالبها چون زمين كه خورشيد در زمين نگنجد و شمس الحق تبريز انسان آسماني است كه قالب هايي چون سني و شيعي براي او تنگ است و ديگر اينكه هر مرد الهي تواند كه مولا شود و سه ديگر اينكه اين حضرت مولانا جلال الدين از مريدان بزرگ شمس است كه در وصف مولا علي (ع) مي فرمايد كه :

از علي آموز اخلاص عمل         شير حق را دان منزه از دغل       ............

و آخر شما را توصيه مي كنم كتاب خط سوم اثر دكتر ناصرالدين صاحب زماني را مطالعه فرمائيد.

پايدار باشيد.

+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت 21:26  توسط محمد اصلانی  | 

چه عجيبند خودپرستان زيراكه لاشه را مي ستايند.

                                         جبران خليل جبران

+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت 21:7  توسط محمد اصلانی  |